تبليغاتX
تنها عشق حقیقت دارد

دلم می خواهد که اولين نوشته ای رو که در خونه ی جديدم می زنم به ديوار با دعا شروع کنم.وقتی دل چيزی رو می خواد يعنی خدا می خواد.پس به نام خدای عاشقان در همين لحظه شمعی در درون خويش روشن می سازيم و اينچنين دست بر دعا می بريم:

«پروردگارا، باشد که اين شمعی که من هم اکنون برافروختم پرتو افشانی کند، و مرا در زمانی که به مشکلی گرفتارم و عزم تصميمی دارم، روشن کند.

باشد که آتشی بيفروزد ، که بتوانی با آن خودپرستی و غرور و ريای مرا بسوزانی.

باشد که از آن شعله ای برخيزد،

که بتوانی با آن قلبم را حرارت بخشی و مرا عشق ورزی بياموزی.

من نمی توانم زمان درازی اينجا بمانم.

اما با برجا گذاشتن اين شمع، ذره ای از وجود من اينجا باقی می ماند.

مرا ياری ده که کارهای امروزم عبادت باشد.

آمين.»

در کتاب مکتوب خواندم:

مرشد می گويد:

«همه ی ما به عشق محتاجيم.عشق به اندازه ی خوردن،آشاميدن و خوابيدن بخشی از سرشت انسان است.گاهی در تنهايی به غروبی زيبا می نگريم و می انديشيم: اين زيبايی چه اهميتی دارد، وقتی کسی نيست که با ما به نظاره ی آن بنشينيد.

«در چنين مواقعی بايد از خود بپرسيم چند بار کسی از ما عشق خواسته است و ما روی برگردانده ايم؟ چند بار تاکنون هراسان شده ايم که به کسی نزديک شويم و با اطمينان به او بگوييم دوتش داريم؟

«از تنهايی احتراز کن. تنهايی مانند اعتياد به خطرناک ترين مخدر است.اگر غروب ديگر برايت معنايی ندارد، فروتنی پيشه کن و به دنبال عشق برو.و بدان که چونان ديگر موهبت های معنوی، هرچه بخشنده تر باشی ، بيشتر بهره مند خواهی شد.»

واقعاً دوستان چند بار تا حالا از عشق ورزيدن ترسيديد؟چند بار دوری کرديد از کسی که دوستش داريد به خاطر ترس؛به خاطر اينکه از آينده می ترسيديد؟يا به عشقتون ايمان نداشته ايد؟ چند بار از تنهايی گله کرده ايد و اين جمله رو تکرار کرديد:عاشق نبايد بود؟چند بار به حقيقت عشق شک کرده ايد و سپس به حقيقت خدا؟چند بار از خدا گله کرديد به خاطر سرنوشتتان؟اما می دونيد تنهاييهامون،شکست هامون و ... رو نبايد به گردن خدا بيندازيم!اين اشتباهات خودمونه؛و بايد هميشه يه چيزو بگيم: ما همه انسانيم و انسان جايزالخطاست.پس بايد گناهان همديگرو ببخشيم.همونطور که روزی بطرس از مسيح پرسيد: آيا سزاست 7 بار عفو ديگران؟ و مسيح فرمودند: نه 7 بار بلکه 70 بار!پس به خاطر زندگی ديگران و اشتباهات آنان ترس را به خود راه ندهيم.به خاطر ترس از عشق دوری نکنيم.بياييد همواره عشق بورزيم.همواره و برای اکنون.نه برای آينده و نه برای تضمين! عشق بورزيم و هر روز ياد بگيريم بهتر عشق بورزيم.و هدف خلقت رو فراموش نکنيم که خدا ما رو برای عشق ورزيدن خلق کرده است.به اميد آن روز که بياموزيم درس های زندگی رو!

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 20:8 توسط مرجان |


سلام سلام دوستان گلم.من باز اومدم.امیدوارم بازم بتونم همراه خوبی واسه دل های دریایی شما باشم.منتظرم باشید.خدانگهدارتون
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 12:10 توسط مرجان |