تبليغاتX
تنها عشق حقیقت دارد - شکست!!!

هق هق همون كوچولوي گذشته هاست!

گفته بودم كه من رو بشكن! شكستي  اي يار...

كسي كه اينك به زانو افتاده همان است كه بايد مي شد...

من را از زمين ببر...

باور كن از بوي خاك حالم بهم مي خورد...

باور كن كه اين درد قلب من،كه اين نفس تنگي،كه اين دست دردها و معده دردها ديگر دردم دوا نمي كنند...

نه! ديگر براي تعالي من درد داشتن ثمري ندارد...

هق هق همون دختر پير قرنهاست...

فهميدم آسمان من...

من را كشت قبل از آنكه بميراند!...

فقط به خواست او ادامه مي دهم و بس!

بيش از هميشه پرم از اشك و گريه ها...

كه ديگر مست نيست!

مست؟! آه...

خيس از تلاقي گذشته و آينده ام!

حالت تهوع هنوز هست.كاش تو هم بودي...

كاش خيلي چيزها بود...

اما آوا كه گفت! براي مرگ خيلي چيزها بايد آماده بود...

آغوش امن من،خاليست!

تنهايي ام عجيب حجيم است!

خداوندا قسم به جبروتت و قسم به شوقت،قسم به عشقت،قسم يه دانايي ات،قسم به ياري ات مرا هرگز ديگر به زمين باز نگردان...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:48 توسط مرجان |